

- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
مستور و مست


متن ترانه مستور و مست
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟/
ساقی کجاست؟ گو سبب انتظار چیست؟/
هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار/
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست/
پیوند عمر بسته به موییست، هوش دار هوش دار/
غمخوار خویش باش غم روزگار چیست/
مستور و مست هر دو چو از یک قبیلهاند/
ما دل به عشوه ی که دهیم؟ اختیار چیست؟/
خوشتر ز عیش و ...


متن ترانه خمش باش
زهی باغ، زهی باغ، که بشکفت ز بالا/
زهی قدر و زهی بدر، تبارک و تعالا/
زهی فر، زهی نور، زهی شر، زهی شور/
زهی گوهر منثور، زهی پشت و تولا/
زهی مُلک، زهی مال، زهی قال، زهی حال/
زهی پر و زهی بال، بر افلاک تجلی/
چه ذوالنون چه مجنون، چه لیلی و چه لیلا/
چه سلطان و چه خاقان، چه والی و چه والا/
چو بی واسطه جبار بپرورد جهان را/
چه ناقوس، چه ناموس، چه اهلا و چه سهلا/
گر اجزای زمینی وگر روح امینی/
چو آن حال ببینی بگو جل جلالا/
گر افلاک نباشد به خدا باک نباشد/
دل غمناک نباشد مکن بانگ و علالا/
فروپوش، فروپوش، نه بخروش، نه بفروش/
تویی باده ی مدهوش یکی لحظه بپالا/
خمُش باش، خمُش باش، در این مجمع اوباش/
مگو فاش مگو فاش ز مولی و ز مولا


متن ترانه بی نشان
هر شور و شری که در جهان است /
زان غمزه ی مست دلستان است/
گفتم لب اوست جان، خرد گفت: /
جان چیست مگو چه جای جان است/
وصفش چه کنی که هر چه گویی/
گویند مگو، که بیش از آن است/
در عشق فنا و محو و مستی/
سرمایه عمر جاودان است/
در عشق چو یار بی نشان شو/
کان یار لطیف بی نشان است/
در عشق چو یار بی نشان شو/
کان یار لطیف بی نشان است/
تو آینه جمال اویی/
و آیینه تو همه جهان است/
جهان است/
ما را سر بودن جهان نیست/
ما را سر یار مهربان است/
ما را سر بودن جهان نیست/
ما را سر یار مهربان است/
ما را سر بودن جهان نیست/
ما را سر یار مهربان است


متن ترانه حرم یار
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند/
وان که این کار ندانست در انکار بماند/
صوفیان واستدند از گرو می همه رخت/
دلق ما بود که در خانه ی خمار بماند/
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن/
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند/
صوفیان واستدند از گرو می همه رخت/
دلق ما بود که در خانه ی خمار بماند/
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر/
یادگاری که در این گنبد دوار بماند/
از صدای سخن عشق ندیدم خوشت/
یادگاری که در این گنبد دوار بماند/
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن/
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند/
صوفیان واستدند از گرو می همه رخت/
دلق ما بود که در خانه ی خمار بماند/
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر/
یادگاری که در این گنبد دوار بماند/
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر/
یادگاری که در این گنبد دوار بماند/
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن/
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند


متن ترانه همای سعادت
همای اوج سعادت به دام ما افتد/
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد/
همای اوج سعادت به دام ما افتد/
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد/
شبی که ماه مراد از افق شود طالع/
بود که پرتو نوری به بام ما افتد/
چو جان فدای لبت شد خیال می بستم/
که قطره ای ز زلالش به کام ما افتد/
همای اوج سعادت به دام ما افتد/
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد/
همای اوج سعادت به دام ما افتد


متن ترانه تکیه بر باد
دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد/
تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد/
دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست/
به فسوسی که کند خصم، رها نتوان کرد/
به فسوسی که کند خصم، رها نتوان کرد/
سرو بالای من آن گه که در آید به سماع/
چه محل جامه ی جان را که قبا نتوان کرد/
مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست/
حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد/
چه بگویم که تو را نازکی طبع لطیف/
تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد/
سرو بالای من آن گه که در آید به سماع/
چه محل جامه ی جان را که قبا نتوان کرد/
سرو بالای من آن گه که در آید به سماع/
چه محل جامه ی جان را که قبا نتوان کرد/
چه محل جامه ی جان را که قبا نتوان کرد




متن ترانه شکر
عشق تو مست و کف زنانم کرد/
مستم و بیخودم چه دانم کرد/
در تنور بلا و فتنه ی خویش/
پخته و سرخ رو چو نانم کرد/
می پریدم ز دست او چون تیر/
دست در من زد و کمانم کرد/
خلق گوید چنان نمی باید/
من نبودم چنین چنانم کرد/
پُر کنم شکر آسمان و زمین/
چون زمین بودم آسمانم کرد/
از ره کهکشان گذشت دلم/
زان سوی کهکشان کشانم کرد/
نردبان ها و بام ها دیدم/
فارغ از بام و نردبانم کرد/
چون جهان پر شد از حکایت من/
در جهان همچو جان نهانم کرد/
چون زبان متصل به دل بودم/
راز دل یک به یک بیانم کرد/
چون زبان متصل به دل بودم/
راز دل یک به یک بیانم کرد/
بیانم کرد/
بس کن ای دل که در بیان ناید/
آن چه آن یار مهربانم کرد/
بس کن ای دل که در بیان ناید/
آن چه آن یار مهربانم کرد/
پُر کنم شکر آسمان و زمین/
چون زمین بودم آسمانم کرد
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شما اولین نظر را بنویسید.









