

- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شجریان
متن ترانه از یادها رفته
روز و شب به یاد عشقت ای یار همصدای گریه و بارانم
رفته ام ز یادت اما ای عشق تا ابد به یاد تو میمانم
عشقت را رها نکردم دست از پا خطا نکردم جز اسمت صدا نکردم
تا ناز تو را خریدم دل از هر کسی بریدم عشق دیگری ندیدم
خورشیدی شدی که هر روز من دور سرت بگردم
زیبایی این جهان را در چشمت خلاصه کردم
جانا با تمام دنیا از عشق تو گفته بودم
افسوس عاشقم نبودی از یاد تو رفته بودم
عشقت را رها نکردم دست از پا خطا نکردم جز اسمت صدا نکردم
تا ناز تو را خریدم دل از هر کسی بریدم عشق دیگری ندیدم
متن ترانه دلم گریه می خواد
با لبخندی ساده بشین رو به روم تا من مثل آینه تماشا کنم
بذار آرزوهای گم کردمو تو چشمای مست تو پیدا کنم
به جز تو چی میخوام از این زندگی دل من تورو آرزو میکنه
کنارم بمون رو نگردون ازم تو باشی به من بخت رو میکنه
دلم گریه میخواد کجاست شونه هات کجا رفتی ای حس آرامشم
میخوام این شبایی که بارونیم با آرامش دستات آروم بشم
دلم گریه میخواد کجاست شونه هات کجا رفتی ای حس آرامشم
میخوام این شبایی که بارونیم با آرامش دستات آروم بشم
متن ترانه سرنوشت
سرنوشت را باید از سر نوشت
شاید این بار کمی بهتر نوشت
عاشقی را غرقِ در باور نوشت
غُصه ها را قِصه ای دیگر نوشت
از کجا این باور آمد که گفت
گر رَود سَر برنگردد سرنوشت
گل بکاریم از دل گِل گُل بَراریم
در زمستان در بهاران زیرِ باران
گل بکاریم گر بخواهیم گر نخواهیم
باغبانِ روزگاریم
گر تو روزی را ز این بازی بدانی
نکته یِ رمزش بخوانی
لحظه هایِ زندگی چون موج دریاست
گرچه سرد و سخت زیباست
موجِ این دریا گر از پس سرگذشتت
سرنوشتت سرگذشتت
بر فراز قله یِ باور سفر کن
بالِ خود را باز تر کن
همچو حافظ پای کوبان و غزل خوان
لشگرِ غم را بسوزان
در فلک سقفی نمانده این زمانه
پَر بزن تا بی کرانه
متن ترانه سووشون
داغِ تو را جنون کنم
دیده ز اشک خون کنم
با تنِ پاره چون کنم
جانِ پدر کجاستی
جانِ پدر کجاستی
شعرِ به خون نشسته ام
ساز دل شکسته ام
شعرِ به خون نشسته ام
ساز دل شکسته ام
سویِ من آ که خسته ام
سویِ من آ که خسته ام
جانِ پدر کجاستی
جانِ پدر کجاستی
این دلِ مبتلا شده
با غمت آشنا شده
این دلِ مبتلا شده
با غمت آشنا شده
خون به دلِ خدا شده
جانِ پدر کجاستی
جانِ پدر کجاستی
پرده ی غم را بدرم
سوختی و شعله ورم
پرده ی غم را بدرم
سوختی و شعله ورم
حاصلِ خون جگرم
حاصلِ خون جگرم
جانِ پدر ،جانِ پدر
جانِ پدر کجاستی
مویه به سووشون کنم
مویه به سووشون کنم
داغِ تو را جنون کنم
داغ تو را جنون کنم
داغِ تو را جنون کنم
دیده ز اشک خون کنم
مویه به سووشون کنم
جانِ پدر کجاستی
جانِ پدر کجاستی
این دلِ مبتلا شده
با غمت آشنا شده
این دلِ مبتلا شده
با غمت آشنا شده
خون به دلِ خدا شده
متن ترانه آسمان ابری
آسمان ابریست، از آفاق چشمانم بپرس
ابر بارانیست، از اشکِ چو بارانم بپرس
تخته ی دل در کفِ امواج غم خواهد شکست
نکته را از سینه ی سرشارِ طوفانم بپرس
نبودی و نشنیدی، دلم به گریه نشسته
میان خاطره هایت، چه کرده ای که پس از تو
به هر کجا که تو بودی، غمی نشسته به جایت
کجای این شب هجران، کجای این همه راهی
که از دریچه ی چشمت، نمیرسم به نگاهی
در همه لوحِ ضمیرم، هیچ نقشی جز تو نیست
آنچه را میگویم از آیینه ی جانم بپرس
آتشِ عشقت به خاکستر بدل کرد آخرم
گر نداری باور از دنیای ویرانم بپرس
بگو که از غم عشقت، چگونه جان برهانم
چگونه این همه غم را، به هر طرف بکشانم
نه پای رفتن از اینجا، نه طاقتی که بمانم
چگونه دستِ دلم را، به دستِ تو برسانم
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شما اولین نظر را بنویسید.










