نه فرشته ام نه شیطان - همایون شجریان
4.82 از 5 (از مجموع 144 امتیاز)

نه فرشته ام نه شیطان

سنتیاسفند 13928 آهنگ (48:01)
#عنوان
1
چرا رفتی - همایون شجریان
چرا رفتی
05:18

متن ترانه چرا رفتی


چرا رفتی؟ چرا؟ من بیقرارم/

به سر، سودای آغوشِ تو دارم/

نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟/

ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟/

چرا رفتی؟ چرا؟ من بیقرارم/

به سر سودای آغوشِ تو دارم/

خیالت گرچه عمری یارِ من بود/

امیدت گرچه در پندار من بود/

بیا امشب شرابی دیگرم دِه/

ز مینای حقیقت ساغرم دِه/

چرا رفتی؟ چرا؟ من بیقرارم/

به سر سودای آغوش تو دارم/

چرا رفتی؟ چرا؟ من بیقرارم/

به سر سودای آغوش تو دارم/

نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟/

ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟/

چرا رفتی؟ چرا؟ من بیقرارم/

به سر سودای آغوشِ تو دارم/

دل دیوانه را دیوانه تر کن/

مرا از هر دو عالم بی خبر کن/

دل دیوانه را دیوانه تر کن/

مرا از هر دو عالم بی خبر کن، بی خبر کن/

بیا امشب شرابی دیگرم دِه/

ز مینای حقیقت ساغرم دِه/

ز مینای حقیقت ساغرم دِه/

چرا رفتی؟ چرا؟ من بیقرارم/

چرا رفتی؟ چرا؟ من بیقرارم/

به سر، سودای آغوشِ تو دارم/

چرا رفتی؟ چرا؟ من بیقرارم/

به سر، سودای آغوشِ تو دارم/

چرا رفتی؟ چرا؟ من بیقرارم/

به سر، سودای آغوشِ تو دارم

2
درون آینه - همایون شجریان
درون آینه
06:02

متن ترانه درون آینه


درون آینه ی روبرو چه می بینی/

درون آینه ی روبرو چه می بینی/

تو ترجمانِ جهانی بگو چه می بینی/

تویی برابر تو چَشم در برابر چَشم/

در آن دو چشم پر از گفت و گو چه می بینی، چه می بینی/

درون آینه ی روبرو چه می بینی/

تو هم شراب خودی، هم شراب خواره ی خود/

سوای خون دلت سوای خون دلت/

در سبو چه می بینی، بگو چه می بینی/

در آن گلوله ی آتش گرفته ای که دل است/

در آن گلوله ی آتش گرفته ای که دل است/

و باد می بردش/

و باد می بردش سو به سو چه می بینی، چه میبینی/

درون آینه ی روبرو چه می بینی، چه میبینی

3
دل به دل - همایون شجریان
دل به دل
05:34

متن ترانه دل به دل


دلسپرده ام من به روی تو/

در دل من است آرزوی تو/

دلسپرده ام من به روی تو/

در دل من است آرزوی تو/

دلسپرده ام من به روی تو/

در دل من است آرزوی تو/

دلسپرده ام من به روی تو/

دلسپرده ام من به روی تو/

در دل من است آرزوی تو/

بخت آینه باشدم اگر می نشاندم رو به روی تو/

جان جان جان از همه جهان/

می کشد دلم پَر به سوی تو/

دل به دل ز تو تا تو آمدم/

قبله گاه من خاک کوی تو/

دل به دل ز تو تا تو آمدم/

قبله گاه من خاک کوی تو/

من که عاشقم مست و سرخوشم/

جرعه می کشم من صبوی تو/

گنج آرزو در دل منی/

گنج آرزو در دل منی/

در دلم کنم جستجوی تو/

در دلم کنم جستجوی تو/

جان جان جان از همه جهان/

می کشد دلم پَر به سوی تو/

دلسپرده ام من به روی تو/

در دل من است آرزوی تو/

دلسپرده ام من به روی تو/

در دل من است آرزوی تو/

دلسپرده ام من به روی تو/

دلسپرده ام من به روی تو/

در دل من است آرزوی تو/

بخت آینه باشدم اگر می نشاندم رو به روی تو/

جان جان جان از همه جهان/

می کشد دلم پر به سوی تو/

دل به دل ز تو تا تو آمدم/

قبله گاه من خاک کوی تو/

دل به دل ز تو تا تو آمدم/

قبله گاه من خاک کوی تو/

من که عاشقم مست و سرخوشم/

جرعه می کشم من صبوی تو/

گنج آرزو در دل منی/

گنج آرزو در دل منی/

در دلم کنم جستجوی تو/

در دلم کنم جستجوی تو/

جان جان جان از همه جهان/

می کشد دلم پر به سوی تو

4
کولی - همایون شجریان
کولی
05:15

متن ترانه کولی


رفت آن سوار کولی! با خود تورا نبرده/

رفت آن سوار کولی! با خود تورا نبرده/

شب مانده است و با شب تاریکی فشرده/

کولی! کنار آتش رقص شبانه ات کو؟/

شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟/

رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی/

رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی/

چشمان مهربانش یک قطره ناسترده/

رفت آن سوار کولی! با خود تو را نبرده/

می رفت گَرد راهش از دودِ آه تیره/

نیلوفرانه در باد پیچیده تاب خورده/

سودای همرهی را گیسو به باد دادی/

سودای همرهی را گیسو به باد دادی/

رفت آن سوار و با خود یک تارِ مو نبرده!/

رفت آن سوار و با خود یک تارِ مو نبرده!/

یک تارِ مو نبرده!

5
همه هیچم - همایون شجریان
همه هیچم
05:32

متن ترانه همه هیچم


نه فرشته ام، نه شیطان، کی ام و چی ام؟ همینم!/

نه ز بادم و نَزآتش که نواده ی زمینم!/

منم و چراغ خُردی که بمیرد از نسیمی/

نه سپیده دم به دستم، نه ستاره بر جبینم/

نه فرشته ام، نه شیطان، کی ام و چی ام؟ همینم!/

منم و ردای تنگی که به جز من اش نگنجد/

منم و ردای تنگی که به جز من اش نگنجد/

نه فلک بر آستانم، نه خدا در آستینم/

نه حق حقم، نه نا حق نه بدم، نه خوب مطلق/

سیه و سپیدم: ابلق! که به نیک و بد عجینم/

تب بوسه ایم از آن لب، به غنیمت است امشب/

که نه آگهم که فردا، چه نشسته در کمینم/

که نه آگهم که فردا، چه نشسته در کمینم/

منم و ردای تنگی که به جز من اش نگنجد/

نه فلک بر آستانم، نه خدا در آستینم/

نزنم نمک به زخمی که همیشگی ست، باری/

که نه خسته ی نخستین، نه خراب آخرینم/

که نه خسته ی نخستین، نه خراب آخرینم/

نه فرشته ام، نه شیطان

6
چونی بی من - همایون شجریان
چونی بی من
07:33

متن ترانه چونی بی من


ای همدم روزگار چونی بی من؟/

ای مونس و غمگسار چونی بی من؟/

من با رخ چون خزان زردم بی‌ تو/

تو با رخ چون بهار چونی بی من؟/

ای زندگی تن و توانم همه تو/

جانی و دلی ای دل و جانم همه تو/

تو هستی من شدی از آنی همه من/

من نیست شدم در تو از آنم همه تو/

ای همدم روزگار چونی بی من؟/

ای مونس و غمگسار چونی بی من؟/

من با رخ چون خزان زردم بی‌ تو/

تو با رخ چون بهار چونی بی من؟/

عشقت به دلم درآمد و شاد برفت/

باز آمد و رخت خویش بنهاد برفت/

گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین/

بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت/

ای همدم روزگار چونی بی من؟/

ای مونس و غمگسار چونی بی من؟/

من با رخ چون خزان زردم بی‌ تو/

تو با رخ چون بهار چونی بی من؟/

ای در دل من میل و تمنا همه تو/

واندر سرِ من مایه ی سودا همه تو/

هرچند به روزگار در می نگرم/

هر چند به روزگار در می نگرم/

امروز همه تویی، امروز همه تویی و/

فردا همه تو، فردا همه تو/

ای همدم روزگار چونی بی من؟/

ای مونس و غمگسار چونی بی من؟/

من با رخ چون خزان زردم بی‌ تو/

تو با رخ چون بهار چونی بی من؟

7
شتک - همایون شجریان
شتک
05:23

متن ترانه شتک


شتک زده است به خورشید، خون بسیاران/

شتک زده است به خورشید، خون بسیاران/

بر آسمان که شنیده است از زمین باران/

از زمین باران/

دریده شد گلوی نی زنان عشق نواز/

به نیزه ها که بریدندشان ز نیزاران/

دریده شد گلوی نی زنان عشق نواز/

به نیزه ها که بریدندشان ز نیزاران/

نسیم نیست؟ نه! بیم است بیم دار شدن/

نسیم نیست؟ نه! بیم است بیم دار شدن/

که لرزه می فکند بر تَن سپیداران/

سراب امن و امان است این/

نه امن و امان/

که ره زده است فریبش با باور یاران/

چو چاه ریخته، آوار می شوم بر خویش/

که شب رسیده و ویران ترند، بیماران/

برای من سخن از من مگو به دلجویی/

سخن مگو به دلجویی/

مگیر آینه، مگیر آینه پیش ز خویش بیزاران/

کجا به سنگرس دیو و سنگ بارانش/

در آبگینه حصاری شوند، هوشیاران/

در آبگینه حصاری شوند، هوشیاران/

شتک زده است به خورشید، خون بسیاران

8
در حصار شب - همایون شجریان
در حصار شب
07:24

متن ترانه در حصار شب


نفسم گرفت از این شب در این حصار بشکن/

نفسم گرفت از این شب در این حصار بشکن/

در این حصار جادویی روزگار بشکن/

نفسم گرفت از این شب در این حصار بشکن/

در این حصار جادویی روزگار بشکن/

تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه/

لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن/

چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون/

چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون/

چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون/

چو شقایق از دل سنگ برآر رایت خون/

به جنون صلابت صخره ی کوهسار بشکن/

تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه/

لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن/

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی/

تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن/

بسرای تا که هستی که سرودنست بودن/

بسرای تا که هستی که سرودنست بودن/

به ترنمی، به ترنمی، دژ وحشت این دیار بشکن/

شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه/

شب غارت تتاران همه سو فکنده سایه/

تو به آذرخشی این سایه ی دیوسار بشکن/

ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا/

تو ز خویشتن برون آ، سپه تتار بشکن/

ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا/

تو ز خویشتن برون آ، سپه تتار بشکن/

نفسم گرفت از این شب در این حصار بشکن

© ایران گام
نظرات

شما اولین نظر را بنویسید.

ورود / ثبت نام

تمامی حقوق این سایت برای موسسه فرهنگی - دیجیتال نوا کامکار ماندگار محفوظ می‌باشد. ۱۴۰۰-۱۳۹۳ ©