

- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
The tag
متن ترانه گله کن
گله کن یار شکیبا
زن زیبا گله کن
گله کن ای گل تا
لاله فریبا گله کن
گله کن شکوه ی جا مانده
از آن سینه بران
گله کن آن دل رنجیده تویی گله کن
روز و شبی میگذرد در دل تو در دل من
خاطره ای مانده و بس از نگهت از تب من
از آتش عاشق تن خاطره ای مانده و بس
گله کن یار شکیبا زن زیبا گله کن
گله کن ای گل تا لاله فریبا گله کن
گله کن شکوه ی جا مانده از آن سینه بران
گله کن آن دل رنجیده تویی ... گله کن
کنار نبضم شبی سحر کن دو چشم غرق در غم و بهانه تر کن
از اشتباه مرد عاشقت گذر کن
کنار نبضم شبی سحر کن دو چشم غرق در غم و بهانه تر کن
غم گذشته را بسوز و بی اثر کن
گله کن یار شکیبا زن زیبا گله کن
گله کن ای گل تا لاله فریبا گله کن
گله کن شکوه ی جا مانده از آن سینه بران
گله کن آن دل رنجیده تویی ... گله کن
متن ترانه جهان لاغر
بخواب روی دست من
جهان لاغرِ منو
کمی نگاه کن نرو
بخند و روزگارمو
دوباره مثل چشمهات
شب سیاه کن نرو
به هر مسافری که جز
من از لب تو سهم داشت
بگو جهان جدید نیست
بگو فقط گناه داشت
اگر به من نمیرسید
و این زمان مدید نیست
بریز روی شانهام
کمی ستاره از سرت
کمی پرنده از دلت
مگر به یُمن این ضریح
شفا بگیرد این مریض
دوباره در مقابلت
و شکر ای هوایِ بس
و شکر ای تن شریف
در این زمانهی عجیب
که هر چه عشق بیثمر
و عاشقان مثل من
غریب پشت هم غریب
من آب از سرم گذشت
غریق را نظاره کن
بیا کمی گناه کن
بیا ببر سر مرا
و حالِ این شکسته را
دوباره رو به راه کن
بریز روی شانهام
کمی ستاره از سرت
کمی پرنده از دلت
مگر به یُمن این ضریح
شفا بگیرد این مریض
دوباره در مقابلت
متن ترانه تنها نذار
دزدیدی از من ، آرزو هامو
من از تو دارم ، تنهاییامو
پروازو دیدیم ، بال و پرت رفت
خاطره هامون ، از خاطرت رفت
تنها نذار ، این دیوونه رو
خالی نکن ، تو این خونه رو
وقتی نیستی ، واسه کی بخونم
تو نباشی ، واسه چی بمونم
هر جایِ این شهر ، رد من و تو
کی عاشقی کرد ، قد من و تو
گفتی میمونی ، اما دلت رفت
خاطره هامون ، از خاطرت رفت
خیلی وقته که این خیابون
توو بارون ندیده ما رو با همدیگه
بدونِ تو که دنیامی نه
نمیخوام یه لحظه دنیا رو دیگه
تنها نذار ، این دیوونه رو
خالی نکن ، تو این خونه رو
وقتی نیستی ، واسه کی بخونم
تو نباشی ، واسه چی بمونم
متن ترانه خون از رُخَم بشوی
دست مرا بگیر، که آب از سرم گذشت
خون از رخم بشوی، که تیر از پرم گذشت
سر برکشیدم از دلِ این دود، شعلهوار
تا این شب از برابر چشمِ ترم گذشت
شوق رهاییام درِ زندان غم شکست
بوی خوشِ سپیدهدم از سنگرم گذشت
با همرهان بگوی سراغ وطن گرفت
هر جا که ذرهذرهی خاکسترم گذشت
خورشیدها شکفت ز هر قطره خون من
هر جا که پارههای دلِ پرپرم گذشت
در پردههای دیدهی من، باغ گل دمید
نام وطن چو بر ورق دفترم گذشت
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شما اولین نظر را بنویسید.








پیشواز ایرانسل














