

- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
هم آواز پرستوهای آه








متن ترانه آخر شاهنامه
🗣 Alireza Ghorbani
🎵 Akhare Shaahnaame
#AlirezaGhorbani
ای پریشان گوی مسکین! پرده دیگر کن.
پور دستان، جان زچاه نابرادر در نخواهد برد.
مُرد،مُرد،او مُرد
داستان پورفرخزاد را سر کن.
آن که گویی ناله اش از قعر چاهی ژرف می آید
نالد و موید،
موید و گوید:
« آه،دیگر ما
فاتحان گوژپشت و پیر را مانیم.
بر به کشتیهای موج ِ بادبان از کف ،
دل به یاد بَرّه های فرّهی،در دشت ایام تهی، بسته،
تیغهامان زنگخورد و کهنه و خسته،
کوسهامان، جاودان خاموش،
تیرهامان، بال بشکسته.
ما
فاتحان شهر های رفته بر بادیم
با صدایی ناتوانتر زانکه بیرون آید از سینه،
راویان قصه های رفته از یادیم
کس به چیزی،یا پشیزی،برنگیرد سکه هامان را
گویی از شاهی ست بیگانه.
یا ز میری دودمانش منقرض گشته.
گاهگه بیدار می خواهیم شد زین خواب جادویی
همچو خواب همگنان غار،
چشم می مالیم و می گوییم : آنَک،طرفه قصرِ زرنگارِ
صبح ِ شیرینکار.
لیک بی مرگ است دقیانوس.
وای،وای،افسوس.»


متن ترانه واگویه
🗣 Alireza Ghorbani
🎵 Negah
#AlirezaGhorbani
دو هزار چشم غمگین به دو چشم واله گشته
به جهان جان رسیدم, غزلم ترانه گشته
تو روان به خواب شهری, من از این خیال ترسان
مگریز از خیالم, مگریز, رو گردان
میخواهمت, بمان... میجویمت, مرو
سرگشته ام چو باد... میخواهمت, بمان
به کجا مرا کشانی که نمیدهی نشانم؟
یه جز این دگر ندانم که تو جان این جهانی
اگر از غروب رویت هوسم کند شکایت
وگر این خیال واهی, برد از سرم هوایت
دگرم روا نباشد که نظر کنم به سویی
ببرد خیال, من را, ز جنون به جستجویی
من و گونه های خیسم, به امید شانه هایت
به فسون ماه ماند, شب سرد انتظارت
هوس از تو جان بگیرد, به که گویمت چه بودی؟
مگر از تو دل ربودم که من از منم ربودی؟
به نگاه پر ز مهرت, قسمت دهم به باران
من و قبله گاه چشمت, دوهزار چشم گریان
میخواهمت, بمان... میجویمت, مرو
سرگشته ام چو باد... میخواهمت, بمان








متن ترانه اندوه
🗣 Alireza Ghorbani
🎵 Negah
#AlirezaGhorbani
دو هزار چشم غمگین به دو چشم واله گشته
به جهان جان رسیدم, غزلم ترانه گشته
تو روان به خواب شهری, من از این خیال ترسان
مگریز از خیالم, مگریز, رو گردان
میخواهمت, بمان... میجویمت, مرو
سرگشته ام چو باد... میخواهمت, بمان
به کجا مرا کشانی که نمیدهی نشانم؟
یه جز این دگر ندانم که تو جان این جهانی
اگر از غروب رویت هوسم کند شکایت
وگر این خیال واهی, برد از سرم هوایت
دگرم روا نباشد که نظر کنم به سویی
ببرد خیال, من را, ز جنون به جستجویی
من و گونه های خیسم, به امید شانه هایت
به فسون ماه ماند, شب سرد انتظارت
هوس از تو جان بگیرد, به که گویمت چه بودی؟
مگر از تو دل ربودم که من از منم ربودی؟
به نگاه پر ز مهرت, قسمت دهم به باران
من و قبله گاه چشمت, دوهزار چشم گریان
میخواهمت, بمان... میجویمت, مرو
سرگشته ام چو باد... میخواهمت, بمان






- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شما اولین نظر را بنویسید.









