

- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
نیمه شب های بی خوابی
متن ترانه از تو گفتم (ورژن پیانو)
از تو گفتم سر به دامان خیابانی که در آن خانه داری
از تو گفتم از همین عطری که آغوش من جا میگذاری
هرچه در گوش زمین و آسمان گفتم نشد
من مگو های دلم را با جهان گفتم نشد
از دل جا مانده در آوار تنهایی نگفتم از تو گفتم
از تو خواندم از شب بالا بلند گیسوانت
عاشقانه گریه کردم تن به تن با خاطرات نگاهانت بی بهانه
از تو دور و بی تو نزدیکم به پایانی که دیگر گفتی نیست
جز برای گم شدن در یاد تو این قصه از سر گفتنی نیست
از تو در من مانده رویایی که هر شب تا جنونم میکشاند
حافظانه عطر گیسویت که میرقصد به شعرم مینشانم
هر کجایی دل به موج و موج دریای نگاهت میسپارم
آرزویی جز شکستن در تلاطم های آغوشت ندارم بی قرارم
از تو خواندم از شب بالا بلند گیسوانت
عاشقانه گریه کردم تن به تن با خاطرات نگاهانت بی بهانه
از تو دور و بی تو نزدیکم به پایانی که دیگر گفتی نیست
جز برای گم شدن در یاد تو این قصه از سر گفتنی نیست
متن ترانه راه
منو از راه به در کن من حریص اشتباهم
اگه سهم من تو باشی سر به راه سر به راهم
منو از راه به در کن جاده صافه من کلافم
یه نخ از عشق تو میخوام تا باهاش رویا ببافم
ای همیشه یاور من ای پناه آخر من
با تو شاید زیر و رو شد به نگاهی باور من
همسفر پرنده ها حریف شاخ شب نشد
کسی تو دریای غمش چراغ داغ شب نشد
نه میدونه سفر کجاست نه اینکه همسفر کیه
نه میتونه خطر کنه نه میدونه خطر چیه
منو از راه به در کن اگه راهم از تو دوره
بشکن پای دلم رو، مرگ عاشقی عبوره
متن ترانه دوست نداشت
وقتی پاییزو کنارت جا گذاشت/
وقتی که رفت و تورو تنها گذاشت/
شاید اون موقع بفهمی هیچ وقت/
هیچکی اندازه من دوست نداشت/
کی مثل تو از تمام دنیا منو پابند همین خونه م کرد/
کی مثل تو دردمو می فهمید/
کی مثل تو منو دیوونم کرد/
وقتی بدجوری دلت میگیره/
وقتی گریه دیگه بی تاثیره/
کی نوازش می کنه دستاتو/
کی مثل من بغلت میگیره/
کی مثل تو از تمام دنیا منو پابند همین خونه م کرد/
کی مثل تو دردمو می فهمید/
کی مثل تو منو دیوونم کرد/
وقتی بدجوری دلت میگیره/
وقتی گریه دیگه بی تاثیره/
کی نوازش می کنه دستاتو/
کی مثل من بغلت میگیره/
وقتی پاییزو کنارت جا گذاشت/
وقتی که رفت و تورو تنها گذاشت/
شاید اون موقع بفهمی هیچ وقت/
هیچکی اندازه من دوست نداشت
متن ترانه امشب
تو نه غمی ببارمت
نه نامه ای بخوانمت
نه اینکه دوست بدانمت
بگو که هستی؟
نه از دلم برانمت
نه از دلی ستانمت
نه پشت سر گذارمت
بگو که هستی؟
هم دل سپردن
هم دل بریدن
این کار عشق است
ماندن به اجبار
رفتن به ناچار
دیوار عشق است
شاید یک شب برسی تو به داد من
شاید ماندی همه دم تو به یاد من
شاید امشب بیایی
پرپر کردم به رهت دل سنگم را
امشب امشب چه کنم دل تنگم را
باید امشب بیایی
متن ترانه درون آینه
درون آینه ی روبرو چه می بینی/
درون آینه ی روبرو چه می بینی/
تو ترجمانِ جهانی بگو چه می بینی/
تویی برابر تو چَشم در برابر چَشم/
در آن دو چشم پر از گفت و گو چه می بینی، چه می بینی/
درون آینه ی روبرو چه می بینی/
تو هم شراب خودی، هم شراب خواره ی خود/
سوای خون دلت سوای خون دلت/
در سبو چه می بینی، بگو چه می بینی/
در آن گلوله ی آتش گرفته ای که دل است/
در آن گلوله ی آتش گرفته ای که دل است/
و باد می بردش/
و باد می بردش سو به سو چه می بینی، چه میبینی/
درون آینه ی روبرو چه می بینی، چه میبینی
متن ترانه کولی
رفت آن سوار کولی! با خود تورا نبرده/
رفت آن سوار کولی! با خود تورا نبرده/
شب مانده است و با شب تاریکی فشرده/
کولی! کنار آتش رقص شبانه ات کو؟/
شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟/
رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی/
رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی/
چشمان مهربانش یک قطره ناسترده/
رفت آن سوار کولی! با خود تو را نبرده/
می رفت گَرد راهش از دودِ آه تیره/
نیلوفرانه در باد پیچیده تاب خورده/
سودای همرهی را گیسو به باد دادی/
سودای همرهی را گیسو به باد دادی/
رفت آن سوار و با خود یک تارِ مو نبرده!/
رفت آن سوار و با خود یک تارِ مو نبرده!/
یک تارِ مو نبرده!
متن ترانه چونی بی من
ای همدم روزگار چونی بی من؟/
ای مونس و غمگسار چونی بی من؟/
من با رخ چون خزان زردم بی تو/
تو با رخ چون بهار چونی بی من؟/
ای زندگی تن و توانم همه تو/
جانی و دلی ای دل و جانم همه تو/
تو هستی من شدی از آنی همه من/
من نیست شدم در تو از آنم همه تو/
ای همدم روزگار چونی بی من؟/
ای مونس و غمگسار چونی بی من؟/
من با رخ چون خزان زردم بی تو/
تو با رخ چون بهار چونی بی من؟/
عشقت به دلم درآمد و شاد برفت/
باز آمد و رخت خویش بنهاد برفت/
گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین/
بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت/
ای همدم روزگار چونی بی من؟/
ای مونس و غمگسار چونی بی من؟/
من با رخ چون خزان زردم بی تو/
تو با رخ چون بهار چونی بی من؟/
ای در دل من میل و تمنا همه تو/
واندر سرِ من مایه ی سودا همه تو/
هرچند به روزگار در می نگرم/
هر چند به روزگار در می نگرم/
امروز همه تویی، امروز همه تویی و/
فردا همه تو، فردا همه تو/
ای همدم روزگار چونی بی من؟/
ای مونس و غمگسار چونی بی من؟/
من با رخ چون خزان زردم بی تو/
تو با رخ چون بهار چونی بی من؟
متن ترانه تصنیف «چه آتشها»
🗣 Homayoun Shajarian
🎵 Che Atashha (Tasnif)
#HomayounShajarian
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدیناسن خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
تبی این گاه را چون کوه سنگین می کند آنگاه
چه آتشها که در این کوه برپا می کنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار، چه بی آزار، با دیوار نجوا می کنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی ؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب
متن ترانه آسمان ابری
آسمان ابریست، از آفاق چشمانم بپرس
ابر بارانیست، از اشکِ چو بارانم بپرس
تخته ی دل در کفِ امواج غم خواهد شکست
نکته را از سینه ی سرشارِ طوفانم بپرس
نبودی و نشنیدی، دلم به گریه نشسته
میان خاطره هایت، چه کرده ای که پس از تو
به هر کجا که تو بودی، غمی نشسته به جایت
کجای این شب هجران، کجای این همه راهی
که از دریچه ی چشمت، نمیرسم به نگاهی
در همه لوحِ ضمیرم، هیچ نقشی جز تو نیست
آنچه را میگویم از آیینه ی جانم بپرس
آتشِ عشقت به خاکستر بدل کرد آخرم
گر نداری باور از دنیای ویرانم بپرس
بگو که از غم عشقت، چگونه جان برهانم
چگونه این همه غم را، به هر طرف بکشانم
نه پای رفتن از اینجا، نه طاقتی که بمانم
چگونه دستِ دلم را، به دستِ تو برسانم
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شما اولین نظر را بنویسید.





پیشواز ایرانسل



























