

- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
کیان پورتراب
متن ترانه شهر خاموش
دور حصار این شهر,یه خط تیره تا آسمون رفته!
دیگه روزای روشن،از اینجا پَر کشیدن،مارو یادشون رفته
عذاب این حال میکوبد به سینه ام چو آهی
اما در این ویرانه هم،سر میکشم به هر نشانه ای...
از آفتاب میخوانم،گرچه از پیش چَشم ام رفت
مرا باقیست خیالش،گرچه از پیش چَشم ام رفت.
نای رفتنی ندارم،چون شهر من همین ترانه ست...
که خاموش و سر به زیر مانده،
میخوانمش دوباره تا مرز آخرین نفس.
از آفتاب میخوانم،گرچه از پیش چشم ام رفت،
مرا باقیست خیالش،گرچه از پیش چشم ام رفت...
متن ترانه برد و باخت
دیدی فرقی نیست میون خوب و بد
وقتی همه عمرت این لحظه هاس که مث باد میگذرن
من نه میخوام تنها بمونم نه اسیر جمع ها بمونم
منم یکی از همین آدمام که فقط از این بازی گذشت
چون دیگه از بس تند میگذره این روزا
تند میگذره این روزا
دیگه دنبال کردن اونها برام معنیشو از دست داده
دیگه از بس که تند گذشته این روزا
همه فکر بردن اند اما من خودمو به باخت عادت دادم
تو هم نداره فرقی خواسته هات باهام
ما فقط تعریفمون فرق داشت از این برد و باخت
تو چی بردی من چی باختم که هیچوقت نشدیم راضی
ما چی مونده واسمون آخر این بازی
جز همین لحظه های زودگذر
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شما اولین نظر را بنویسید.











