

- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
HerronPlaylist


متن ترانه بی منطق
میدونم با تو سقفی ندارم /
میدونم باید خودمو کنار بزارم /
میدونی با من این کوچه بن بسته /
میدونی این راه با بی راهه هم دسته /
میدونم که این دل به قلبت گره خورده /
میدونم دل تنگی هوش و حواست رو برده /
میدونی سرنوشت واسه ما دوتا یکی نیست /
میدونی این جا پره از تابلو های ایست /
احساس میکنم از وقتی دیدمت /
دنیام پر شده از عشق و اضطراب /
با چشم روشنت خورشیدُ ساده کن /
از نیمه های شب به زندگیم بتاب /
من عاشقت شدم،درکم کن و بفهم /
تو بغض و انتظار،سر به سرم نزار /
از من که عاشقم چشماتو بر ندار /
دشواره این مسیر تو عشق کم نیار /
چشمامو بستم و هم دست بچیگم /
از راهی رد شدم که به تو میرسید /
تو این شب سپید جز تو که عاشقی /
کی اشکامو شمرد کی بغضمو شنید /
تو جزر و مد ماه،زل میزنم به تو /
دریا رو با چشات هم سطح میکنم /
تو نقشِ اول این عاشقونه ای /
من با تو گیشه ها رو فتح میکنم /
از بغض و خاطره پل میزنم به تو /
به روز های قبل،به روز های خوب /
به روزهایی که گم میشدیم با هم /
تو عمق کوچه ها از صبح تا غروب /
این کوچه ها هنوز از عطر تو پرن /
با این که دلخورن از دل نبستنت /
نبض منو بگیر تا حس کنی تبُ /
من موندمو شبو ، چشمای روشنت /
ما میرسیم به هم هرجوری که شده /
من رو ببخش اگه ، بی منطقم هنوز /
من رو ببخش اگه ، درکت نمیکنم /
دست خودم که نیست ، من عاشقم هنوز /
تو جزر و مد ماه ، زل میزنم به تو /
دریا رو با چشات هم سطح میکنم /
تو نقشِ اول این عاشقونه ای /
من با تو گیشه ها رو فتح میکنم
متن ترانه مقدمۀ خسرو و شیرین
کنار چشمه ای بودیم در خواب/
تو با جامی ربودی ماه از آب/
چو نوشیدیم از آن، جام گوارا/
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب/
اگر یک شب تو برگردی دوباره/
به گیسویت می افشونُم ستاره/
نمی دونی مگر ای نازنینُم/
دلُم هر روز و شب مهر تو داره
متن ترانه خسرو و شیرین
آتشی در سینه دارم جاودانی/
عمر من مرگیست نامش زندگانی/
رحمتی کن کز غمت جان می سپارم/
بیش از این من طاقت هجران ندارم/
کِی نَهی بر سرم پای ای پری از وفاداری/
اشک من شد تمام بس در غمت کرده ام زاری/
گرچه نازِ دلبران دل تازه دارد/
ناز هم بر دل من اندازه دارد/
آتشی در سینه دارم جاودانی/
عمر من مرگیست نامش زندگانی/
رحمتی کن کز غمت جان می سپارم/
بیش از این من طاقت هجران ندارم
متن ترانه نگاه کن
نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه ی سیاهِ سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن!
تمام هستی ام خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد، مرا به دام می کشد
نگاه کن!
تمام آسمانِ من، پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
مرا ببر امیدِ دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
نگاه کن که موم شب به راه ما
چگونه قطره قطره آب می شود
نگاه کن!
تو می دمی و آفتاب می شود
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شما اولین نظر را بنویسید.







پیشواز ایرانسل







