

- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
1
متن ترانه قلبمو پس به من بده
یه روزی آرزوی من بودی برآورده شدی
مثل یه گل بودی ولی چه زود پژمرده شدی
عشق زیاد از حد من اندازه ی قلبت نبود
قد یه دریا به تو عشق دادم ولی حقت نبود
من با دوتا دست خودم میدادمت از دست تورو
انقدر سمتت اومدم میخواستمت از بس تورو
انقدر بزرگ کردمت خودم تورو واسه خودم
بچه شدم غرق شدم خودم تو احساس خودم
قلبمو پس به من بده بذار فراموشت کنم
آتیش تو تنده تو قلبم بذار خاموشت کنم
قلبمو پس به من بده بذار مجبور شم ازت
فاصله بگیرم به زورم که شده رور شم ازت
قلبمو پس به من بده ...
بذار برم بشم یکی مثل خودت بد با همه
این اولین باره که میخوام مثل تو بد باشمه
بذار یادم بره هرچی که ازت خاطرمه
این آخرین باره که قلبمو به یکی دادمه


پیشواز ایرانسل
متن ترانه خون از رُخَم بشوی
دست مرا بگیر، که آب از سرم گذشت
خون از رخم بشوی، که تیر از پرم گذشت
سر برکشیدم از دلِ این دود، شعلهوار
تا این شب از برابر چشمِ ترم گذشت
شوق رهاییام درِ زندان غم شکست
بوی خوشِ سپیدهدم از سنگرم گذشت
با همرهان بگوی سراغ وطن گرفت
هر جا که ذرهذرهی خاکسترم گذشت
خورشیدها شکفت ز هر قطره خون من
هر جا که پارههای دلِ پرپرم گذشت
در پردههای دیدهی من، باغ گل دمید
نام وطن چو بر ورق دفترم گذشت
متن ترانه دل من میگرید
دل من می گرید باز آرام آرام
دل من می گرید باز آرام آرام
قطره ی اشک که از چشمه ی دل می بارد
جلوی دید مرا می گیرد
من به تکرار به خود می گویم
من به تکرار به خود می گویم
که چه زود و چه حیف
من گذشتم و به سر شور هنوز
من گذشتم و به دل حسرت و عشق
همچو یک خواب دل انگیز سحر
همچو رگباری در تابستان
یا چو طوفان به کویر
همچو یک صاعقه در یک شب تار
یا چو خطی بر خاک
یا چو جای پایی بر لب آب
من گذشتم و به سر شور هنوز
من گذشتم و به دل حسرت و عشق
به دل حسرت و عشق
دل من می گرید باز آرام آرام...
متن ترانه هوای زمزمه هایت
کجاست بارشی از ابر مهر بار صدایت
که تشنه مانده دلم تشنه مانده دلم
در هوای زمزمه هایت
تهیست دستم اگر نه برای هدیه به عشقت
تهیست دستم اگر نه برای هدیه به عشقت
آخ چه جای جسم و جوانی که جان من به فدایت
به قصه تو هم امشب درون بستر سینه ام
هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت
هزار عاشق دیوانه در من است
که هرگز به هیچ بند و فسونی نمیکند رهایت
هزار عاشق دیوانه در من است
که هرگزبه هیچ بند و فسونی نمیکند نمیکند رهایت
هوای روی تو دارم نمیگذارد
مگر به کوی تو این ابر ها ببارد ام
چه باک اگر به دل بی غمان نبردند راه
غم شکسته دل آنم که میگُسارنم
غم شکسته دل آنم که میگُسارنم
متن ترانه سووشون
داغِ تو را جنون کنم
دیده ز اشک خون کنم
با تنِ پاره چون کنم
جانِ پدر کجاستی
جانِ پدر کجاستی
شعرِ به خون نشسته ام
ساز دل شکسته ام
شعرِ به خون نشسته ام
ساز دل شکسته ام
سویِ من آ که خسته ام
سویِ من آ که خسته ام
جانِ پدر کجاستی
جانِ پدر کجاستی
این دلِ مبتلا شده
با غمت آشنا شده
این دلِ مبتلا شده
با غمت آشنا شده
خون به دلِ خدا شده
جانِ پدر کجاستی
جانِ پدر کجاستی
پرده ی غم را بدرم
سوختی و شعله ورم
پرده ی غم را بدرم
سوختی و شعله ورم
حاصلِ خون جگرم
حاصلِ خون جگرم
جانِ پدر ،جانِ پدر
جانِ پدر کجاستی
مویه به سووشون کنم
مویه به سووشون کنم
داغِ تو را جنون کنم
داغ تو را جنون کنم
داغِ تو را جنون کنم
دیده ز اشک خون کنم
مویه به سووشون کنم
جانِ پدر کجاستی
جانِ پدر کجاستی
این دلِ مبتلا شده
با غمت آشنا شده
این دلِ مبتلا شده
با غمت آشنا شده
خون به دلِ خدا شده


پیشواز ایرانسل


متن ترانه Ascent
مجنون و پریشان تو ام
دستم گیر دستم گیر
سرگشته و حیران تو ام دستم گیر
هر بی سر و پایی چو رسمی دارد
من بی سر و سامان تو ام
دستم گیر دستم گیر خدا دلم دستم گیر
آن یار که عهد دوست داری بشکست
میرفت و منش گرفته دامن در دست
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از او مرا و خوابی است
متن ترانه بوی گیسو
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود آشنارویی مرا دیوانه کرد
ای مسلمانان به فریادم رسید طفل هندویی مرا دیوانه کرد
میزنم خود را به آتش بی دریغ آتشین خویی مرا دیوانه کرد
از حرم لبیک گویان میروم جذبه کویی مرا دیوانه کرد
واقف از میخانه و مسجد نیم چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
عنبرین مویی مرا دیوانه کرد یاسمن بویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد ...
متن ترانه شب آخر
یادمه دقیقا شب دعوامون
با ساعت و دقیقش همه حرفامون
یه آدم دیگه شده بودی انگاری
که داد میزد پاک میکرد عکسامون و
هی میخواستی منو قانع کنی
بگی زیر این سقف دیگه جای تو نی
چاره ای نداری جز اینکه بری
منه بیچاره رو آواره کنی
توی سرما شهر و دنبالت میگشتم
میریخت پایین دونه دونه دونه های اشکم
کوچه ها رو یکی یکی بالا پایین میکردم
تا جایی که یخ زد دستم
میومدم هی دستاتو بگیرم
سردی شو بگیری گرمیتو بدی من
ولی میدیدم نیستی نمیبینم
تو رو کنارم که دستتو بگیرم
صبح شد چشام خشم شد به راه
نیومدی دلم واسه تو خودشو کشت مرد
میگفتم یعنی قراره از امشب دور باشم انقد از عشقم
من همین الانم قدر چند سال دلتنگشم
شب آخرمون شب آخرمون
همه خاطره های دوتایی باهممون
توی سرما شهر و دنبالت میگشتم
میریخت پایین دونه دونه دونه های اشکم
کوچه ها رو یکی یکی بالا پایین میکردم
تا جایی که یخ زد دستم
میومدم هی دستاتو بگیرم
سردی شو بگیری گرمیتو بدی من
ولی میدیدم نیستی نمیبینم
تو رو کنارم که دستتو بگیرمیادمه دقیقا شب دعوامون
با ساعت و دقیقش همه حرفامون
یه آدم دیگه شده بودی انگاری
که داد میزد پاک میکرد عکسامون و
هی میخواستی منو قانع کنی
بگی زیر این سقف دیگه جای تو نی
چاره ای نداری جز اینکه بری
منه بیچاره رو آواره کنی
توی سرما شهر و دنبالت میگشتم
میریخت پایین دونه دونه دونه های اشکم
کوچه ها رو یکی یکی بالا پایین میکردم
تا جایی که یخ زد دستم
میومدم هی دستاتو بگیرم
سردی شو بگیری گرمیتو بدی من
ولی میدیدم نیستی نمیبینم
تو رو کنارم که دستتو بگیرم
صبح شد چشام خشک شد به راه
نیومدی دلم واسه تو خودشو کشت مرد
میگفتم یعنی قراره از امشب دور باشم انقد از عشقم
من همین الانم قدر چند سال دلتنگشم
شب آخرمون شب آخرمون
همه خاطره های دوتایی باهممون
توی سرما شهر و دنبالت میگشتم
میریخت پایین دونه دونه دونه های اشکم
کوچه ها رو یکی یکی بالا پایین میکردم
تا جایی که یخ زد دستم
میومدم هی دستاتو بگیرم
سردی شو بگیری گرمیتو بدی من
ولی میدیدم نیستی نمیبینم
تو رو کنارم که دستتو بگیرم
متن ترانه خواب پریشان
تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
زندگی درد قشنگیست به جز شب هایش
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد
در کنارم نیستی باز در فال منی
به دلم افتاده تو فقط مال منی
یک نفر کاش تورا قسمت من گرداند
این من گمشده آه به تو برگرداند
خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی بندم جان دارد
تکه ای ابر در این چشم نگه داشته ام
که به هنگام تماشای تو باران دارد
در کنارم نیستی باز در فال منی
به دلم افتاده تو فقط مال منی
یک نفر کاش تورا قسمت من گرداند
این من گمشده آه به تو برگرداند
متن ترانه گل های باران خورده
ای که در شبهایِ دوری گریه میکردی برایم
رفتی و بعد از تو دنیا غرق شد در گریههایم
بی تو آوازی دلم را پر نخواهد داد دیگر
بی تو حتی شوقِ خواندن مرده دیگر در صدایم
بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه
خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه
گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نماندهست
باید از باران بگیرم خاطراتِ مردهام را
یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه
یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را
تا به کی باید به یاد روزهای رفته باشم
بعد از این باید تو را از خاطراتم پس بگیرم
یا به شوقِ لحظهی برگشتنت عاشق بمانم
یا شبی در آخرین رویای غمگینم بمیرم
بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه
خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه
گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نماندهست
باید از باران بگیرم خاطراتِ مردهام را
یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه
یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را
متن ترانه سرو خرامان
دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
چون می روی بی من مرو
ای جان جان بی تن مرو
چون می روی بی من مرو
ای جان جان بی تن مرو
وز چشم من بیرون مشو
ای شعله ی تابان من
وز چشم من بیرون مشو
ای شعله ی تابان من
تا آمدی اندر برم تا آمدی اندر برم
شد کفر و ایمان چاکرم ای دیدن تو دین من
وی روی تو ایمان من وی روی تو ایمان من
بی پا و سر کردی مرا بی پا و سر کردی مرا
بی خواب و خور کردی مرا
سرو است و خندان اندر درا ای یوسف کنعان من
دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
متن ترانه با تو
باتو
لب ساحل ، زیرِ نورِ ماهِ کامل
با تو زیرِ برف و بارون ، با تو تو کوچه خیابون
با تو من هر جا بگی خاطره دارم
با تو تو رشت ، با تو تو کیش ، توی تهران
توی کافه های مرکز
با تو تو تجریش
با تو من ، تا خود پنجاه سالگی خاطره دارم
به تو نزدیکم با اینکه ازت فاصله دارم
حسِ من واضحه واقعا
من عزیزم تو رو دوست دارم هنوز لازمه واسم
بودنت لازممه لازمه واسم بودنت لازمه واسم
بودنت لازمه واسم بودنت لازممه لازممه لازمه واسم
بودنت ، لازمه واسم
بودنت لازمه واسم بودنت لازممه لازممه
با تو هم طلوعُ دیدم هم غروبُ
با تو دیدم بد و خوبُ
با تو من حتی نشستم لب جوبُ
با تو هم رقصیدم هم گریه کردم ، هم بهت خوبتو گفتم
هم گله کردم ، منه بی حوصله انقدر سرِ تو حوصله کردم
تورو دوست دارم هنوز لازمه واسم
بودنت لازممه لازممه
لازمه واسم ، بودنت لازمه واسم ، بودنت لازمه واسم
بودنت لازممه لازممه ، لازمه واسم
بودنت لازمه واسم بودنت لازمه واسم
بودنت لازممه لازممه
متن ترانه دیگر نیست
بعد هر شام،سحر بود،ولی دیگر نیست
درد ما زود گذر بود،ولی دیگر نیست
مثل کبریت تری در دل گندمزارم
در سرم فکر خطر بود،ولی دیگر نیست
شیر پیرقفسم،بی خبر از بیشه ی خویش
چشم من خیره به در بود،ولی دیگر نیست
عشق آموخت مرا طور دگر خندیدن
عشق هم طور دگر بود،ولی دیگر نیست
جنگلی بودم و خشکی جگرم را سوزاند
ترسم از زخم تبر بود،ولی دیگر نیست
خواستم پر بزنم، سنگ مرا پرپر کرد
اندکی شوق سفر بود،ولی دیگر نیست
آه از این درد که هر بار زمین می خوردم
دست او بال و پرم بود،ولی دیگر نیست
شیر پیرقفسم،بی خبر از بیشه ی خویش
چشم من خیره به در بود،ولی دیگر نیست
عشق آموخت مرا طور دگر خندیدن
عشقه من در بغلم بود ،ولی دیگر نیست
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شما اولین نظر را بنویسید.



































