

- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
2
متن ترانه خانه بردوش
می رقصد زندگی، در جام چشم تو/
سر زد صبح امید، از شام چشم تو/
من رام چشم تو/
همچون چشم تو خموشم چون سر گیسویت، خانه بر دوشم/
گر بماندم گاه گاهی، یاد من کن/
گاه گاهی با نگاهی، یاد من کن/
گر نماندم روزگاری، یاد من کن/
با دو چشم اشکباری، یاد من کن/
می رقصد زندگی، در جام چشم تو/
سر زد صبح امید، از شام چشم تو/
من رام چشم تو/
همچون چشم تو خموشم چون سر گیسویت، خانه بر دوشم/
گر بماندم گاه گاهی، یاد من کن/
گاه گاهی با نگاهی، یاد من کن/
گر نماندم روزگاری، یاد من کن/
با دو چشم اشکباری، یاد من کن/
می رقصد زندگی، در جام چشم تو/
سر زد صبح امید، از شام چشم تو/
من رام چشم تو/
همچون چشم تو خموشم چون سر گیسویت، خانه بر دوشم
متن ترانه از سرزمینهای شرقی
تو را نادیدنِ ما غم نباشد/
که در خَیلت به از ما کم نباشد/
من از دستِ تو در عالم نَهم روی/
ولیکن چون تو در عالم نباشد/
تو را نادیدنِ ما غم نباشد/
که در خیلت به از ما کم نباشد/
من از دست تو در عالم نهم روی/
ولیکن چون تو در عالم نباشد/
تو با ناز به صد راز کنی اندر سرم صد قصه آغاز/
من آن مرغ، من آن با، کنم اندر هوایت بال و پرواز/
بیا بار سفر بندیم از این دشت/
زمستون باز توی این خونه برگشت/
بیا تا قصّه ها گویم برایت/
که دوران جدایی دیر بُگذشت/
بیا بار سفر بندیم از این دشت/
زمستون باز توی این خونه برگشت/
بیا تا قصّه ها گویم برایت/
که دوران جدایی دیر بُگذشت
متن ترانه طرب انگیز
🗣 Milad Baran
🎵 To Mehrabani
#MiladBaran
قلبم نمیتپد بدون تو عقلم نمیرسد به جز به تو
میلم نمیکشد به هرکسی جانم
جانم هربار خودم به سمتت آمدم
این بار خودت به داد من برس
ای یار برای عمر من بسی جانم
تو مهربانی نمیشود نخواهمت در عمق جانی
تمام من تویی فقط چه خوش توانی
کشانی ام به هر جهت تو جان جانی
تو آسمانی پُرم من از هوای تو
مگر ندانی که سر دهم به پای تو
به هر زمانی فدا شوم برای تو تو جان جانی
عشقت بت غرور من شکست
چشمت به قلب عاشقم نشست
شوقت همیشه در وجود من هست
رویت تجسم شبست و ماه
سویت دلم نجیب و سر به راه
رویت دلیل شوق ناخودآگاه
تو مهربانی نمیشود نخواهمت در عمق جانی
تمام من تویی فقط چه خوش توانی
کشانی ام به هر جهت تو جان جانی
تو آسمانی پُرم من از هوای تو
مگر ندانی که سر دهم به پای تو
به هر زمانی فدا شوم برای تو تو جان جانی
متن ترانه آدم
از آنسوی شب میایم باری از حسرت بر دوشم
خورشیدی پنهان در دستم آواز باران در گوشم
مانده در بی تابی در شبی مهتابی قصه گوی تنها من
روز و شب سرگردان در میان طوفان ماهی بی دریا من
سیب رویاهایم را چیدم از باغ باور
با فریب حوایی میروم از آنجا رو به دنیایی دیگر
پیش رویم میبینم شهری از غوغا لبریز
شهر سرگرمی ها شهر دلتنگی ها شهر سرمای پاییز
تقدیرم را در من بشکن آزادم کن از جنگیدن
آیینه ام بودی ای کاش بر گردانی من را به من
مانده در بی تابی در شبی مهتابی قصه گوی تنها من
روز و شب سرگردان در میان طوفان ماهی بی دریا من
قصه گوی تنها من ... ماهی بی دریا من ...
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شما اولین نظر را بنویسید.











پیشواز ایرانسل













