

- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
favar
متن ترانه خلیج ایرانی
تیغیم و می بُریم رعدیم و می غریم
فریادمون پشت کوهُ تکون میده
از جار و جنجال دشمن نمی ترسیم
این خاک خیلی از این بازیا دیده
خون عزیزامون دریاست ای دنیا
طوفان ترین دریا با ماست ای دنیا
سبز و سفید و سرخ آباد و آزاده
تا هست این پرچم بالاست ای دنیا
خلیج ایرانی آبی و آزاده
یه ملت عاشق پشت تو وایستاده
برای داشتنِ تو دنیا اگه جمع شه
فکر کن اجازه بدیم یه مو ازت کم شه
هر آدمی تو دنیا یه تیکه خاک مال اونه
عاشق آب و خاکشه خاک من ایرونه
کوچولو جلوتر نیا این گربه بی رقیبه
این گربه استخرش واسه تو زیادی عمیقه
ما دستامون تو دست همه شما دستاتون تو نفته
کوچولو شیطونی بسه دیگه انگاری یادتون رفته
این گربه خوابه ولی اگه بیدار شه می غره
شیطونی کنی یهو دیدی گوشتونُ می بُره
خلیج ایرانی آبی و آزاده
یه ملت عاشق پشت تو وایستاده
برای داشتنِ تو دنیا اگه جمع شه
فکر کن اجازه بدیم یه مو ازت کم شه
خلیج ایرانی آبی و آزاده
یه ملت عاشق پشت تو وایستاده
برای داشتنِ تو دنیا اگه جمع شه
فکر کن اجازه بدیم یه مو ازت کم شه
متن ترانه بوم نقاشی
شبا یه رنگ دیگس وقتی کنارمی تو
نمیخوام ببینم ناراحتیتو
بیا آروم در گوشم بگو دوسم داری
منم بخونم اون آهنگی که دوس داری تو
یه تکست بده بهم بگو کجایی الان
خودم و خودت تو بخونی برام
چقدر امشب شبیه اون ستاره هایی
که روشن میکنه شبای تیره رو برام
ای کاش بخوابم امشب ببینم باز خوابتو
مهم نی چی میگن بقیه در مورد تو
خودم و خودت و یه جای دور
تابیده به زندگیم دوباره نور
رو بوم نقاشی میکشم چشاتو
همه سیاه سفیدا شده رنگی با تو
عطرت پیچیده تو کل خونه
کاش این حس تا ابد بمونه
من پشت پیانو بیرون میزنه رعد و برق
غصه ها رو بزار برا بعد
یه قهوه کنارش صدا ساز من
نم نم بارون داره میزنه تو کل شهر
رسیدیم به نیمه های شب
صدای بارون و نور شمع
دیگه تموم کار من
اینم از بوم نقاشی من
میگن دور از هم یخ میزنیم و
نزدیگ به هم میسوزیم
ولی واقعیت اینه ، بدون هم میپوسیم
متن ترانه آه باران
باز باران میزند بر سنگفرش این خیابان
باز تنهایی و یادت باز این حال پریشان
دلم میخواد وقتی بارونه وقتی که قلبم از غصه داغونه
کنارم باشی تا بهت بگم چه حالی داره قلب دیوونه
وای از روزی که قلب من از تو دور بشه
وای از روزی که قلب تو مغرور بشه
آه باران آه باران سینه ام غم دارد امشب
چهره ی معشوق را کم دارد امشب
خانه ام تاریک و سرد سینه ام دریای
درد امشب از بهر خدا بر من مبار
بشکند دوری تو بغض پنهان مرا
آخر ین دلواپسی میکشد جان مرا
یا مکن قصدر سفر یا مرا با خود ببر
این شب تاریک من با تو میگردد سحر
آه باران آه باران سینه ام غم دارد امشب
چهره ی معشوق را کم دارد امشب
خانه ام تاریک و سرد سینه ام دریای
درد امشب از بهر خدا بر من مبار
متن ترانه قرار من
بگو به لحظه های رفته
که بی هوا دلم گرفته
از این دقیقه های دق مرگ
از این هوایِ غم گرفته
به جانِ من که جان ندارم
بگو به خاطرِ تو مُرده
که خون من به پایِ عشق است
که قلب من گلوله خورده
ای قرارِ من، حالِ بد روزگار من
نبودی انتظار من، به خاطرِ تو بود
ای هوایِ من، بهانه ی گریه های من
فقط بدان غصه های من، به خاطر تو بود
چگونه دست از عشق بردارم و
تو را به دیگری و بسپارم
که تا ابد به درد دوری ات دچارم
من ابر بی توام، میبارم و
سری به شانه یِ دیوارم و
تو میکُشی مرا ولی، ادامه دارم
ای قرارِ من، حالِ بد روزگار من
نبودی انتظار من، به خاطرِ تو بود
ای هوایِ من، بهانه ی گریه های من
فقط بدان غصه های من، به خاطر تو بود
ای قرارِ من، حالِ بد روزگار من
نبودی انتظار من، به خاطرِ تو بود
ای هوایِ من، بهانه ی گریه های من
فقط بدان غصه های من، به خاطر تو بود
متن ترانه با من خیال کن
با من خیال کن که نشستی کنار من
تو قصه گفته ای من قصه خوانده ام
با من خیال کن شب از سحر گذشت و رفت
بیدار مانده ای بیدار مانده ام
در انزوای کوچه یکی ساز می زند
با من خیال کن که به آواز رفته ای
با من خیال کن که به پل های اصفهان
با من خیال کن که به شیراز رفته ای
با من خیال کن که گیلان خانه ات
سبز و کبود و سرخ جنگل دمیده است
در کوچه های سرد و پریشان این دیار
دستی به دست یار امشب رسیده است
با من خیال کن که همه عاشقان شهر
دستی به جان باده و دستی به زلف یار
تا صبح سرخوش از آواز کولیان
با من خیال کن که با کم است این دیار
با من خیال کن که به اعجاز شاعران
شب ها به سر رسید طوفان نشست و رفت
در کوچه های شهر صدای نازلی ست در بهار
با من خیال کن زمستان شکست و رفت
متن ترانه Ascent
مجنون و پریشان تو ام
دستم گیر دستم گیر
سرگشته و حیران تو ام دستم گیر
هر بی سر و پایی چو رسمی دارد
من بی سر و سامان تو ام
دستم گیر دستم گیر خدا دلم دستم گیر
آن یار که عهد دوست داری بشکست
میرفت و منش گرفته دامن در دست
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از او مرا و خوابی است
متن ترانه Ascent
مجنون و پریشان تو ام
دستم گیر دستم گیر
سرگشته و حیران تو ام دستم گیر
هر بی سر و پایی چو رسمی دارد
من بی سر و سامان تو ام
دستم گیر دستم گیر خدا دلم دستم گیر
آن یار که عهد دوست داری بشکست
میرفت و منش گرفته دامن در دست
میگفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از او مرا و خوابی است
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شما اولین نظر را بنویسید.


















پیشواز ایرانسل
















